راز دل

ای اختر فروزنده آسمان!آیا میدانی هنگامی که در گردش پایان ناپذیر خود بر فراز کوهها میگذری و در بالای دریاها راه میپیمایی و زمانی که بر علفهای سبز بیابان نور پاشی میکنی و با انوار سپید خویش بر شاخه های درختان قبای سیمین میپوشانی چه عظمت و شکوهی آسمانی در خود نهفته داری و تا چه اندازه از ابهت و جلال خالق خویش حکایت میکنی؟

ولی بگذار از تو بپرسم:برای چه زمانی سر از خاک برمیداریکه موجودات جمله سر بر بستر خاک نهاده و دیدگان خویش فرو بسته اند؟

برای چه هنگامی گردش آغاز میکنی که ساکنین زمین همه از حرکت خسته شده و به آغوش استراحت پناه برده اند؟

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٢٢ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ توسط بنفشه نظرات () |

Design By : Night Melody