.........

 کاری نکنید، که خداوند، دردهای کوچکتان را با دردهای بزرگتری، از یادتان ببرد

 

/ 20 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهام

آنکس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد رهگذری بود که روی برگ های خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگ ها همان آوازی بود که من گمان می کردم می گوید دوستت دارم. **سلام.ببخشید که دیر به دیر بهتون سر میزنم..ایشاا... ازین به بعد جبران میکنم... آپ کردم خبرتون میکنم...**

مهدي

سلام . دَستـ ـامـ ـو گِرفـ ـتی ... اِعتِـ ـماد کَردَم ... اِحسـ ـاس کَـ ـردَم دیـ ـگه زَمیـ ـن نِمی خـ ـورَم ... چـِـه سـ ـاده تـ ـو سَـ ـراشیبـ ـی های زِنـ ـدِگـ ـی دَستامـ ـو ولـ ــ کَـ ـردی ... بـَ ـد جـ ـور زَمیـ ـن خوردَم ... بـَ ـدنــم زَخـ ـم شُـ ـد ... اشکـ ـال نَـ ـداره ... ! پـ ـیش میـ ـــــاد ... خوبـ ـ ـــ میشـ ـــه ... ! ولـ ـــــی ...! دلـ ــم شـ ــکـ ـسـ ـت ...![گل]

افسون(عروس شیرازی)

سلام عزیز...خوبی؟ ممنون ازینکه بهم سر زدی و منم لینکت کردم...راستی توی لینکات یه اسمی بود که قبلا که یه وبلاگ دیگه داشتم تو لینکم بود و خیلی بخاطرش غصه خوردم...ولی دیگه برام مهم نیستش

فرزاد

سلام بنفشه جون... خوبی عزیزم؟؟؟ آپ کردم گلم دوست داری بهم سر بزن خوشحال میشم منتظرت هستم راستی بابت اینکه دیر اپ کردم معذرت میخوام دوست دارم بوسسس